|
|
|
|
|
بی بی سی گفت :
ملا داد الله در ولایت جنوبی ارزگان به دنیا آمده بود
ملا دادالله که روز یکشنبه 23 ثور/ اردیبهشت، جسدش در برابر خبرنگاران افغان در قندهار به نمایش گذاشته شد، از اعضای کلیدی شورای رهبری طالبان بود که در شش سال گذشته فرماندهی حملات بر ضد نیروهای خارجی و افغان را در افغانستان در دست داشت.
سال گذشته، دولت افغانستان ادعا کرد که ملا دادالله کشته شده است، اما خود دادالله، همان روز در تماس تلفنی با برخی خبرگزاریها، این ادعا را رد کرد. مشخصه وی در آن زمان، پای ناقص وی اعلام شد، اما دادالله گفت که جنگهای دراز مدت، معلولان زیادی در افغانستان برجای گذاشته و فرد "یک پایی" که احتمالاً کشته شده، دادالله نبوده است.
سال گذشته، دولت افغانستان ادعا کرد که ملا دادالله کشته شده است، اما خود دادالله، همان روز در تماس تلفنی با برخی خبرگزاریها، این ادعا را رد کرد. مشخصه وی در آن زمان، پای ناقص وی اعلام شد، اما دادالله گفت که جنگهای دراز مدت، معلولان زیادی در افغانستان برجای گذاشته و فرد "یک پایی" که احتمالاً کشته شده، دادالله نبوده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 8:29 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
جسد داد الله در مقابل دوربین داد الله در گزارش بی بی سی نیروهای ناتو در افغانستان، برای مقابله با واکنش طالبان به کشته شدن فرمانده ارشد شان، آمادگی می گیرند.
ژنرال دان مک نیل، فرمانده آمریکایی نیروهای تحت فرمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در افغانستان گفت کشته شدن ملا دادالله، فرمانده ارشد شورشیان طالبان، به نا امنی در افغانستان پایان نخواهد داد. او گفت که انتظار دارد طالبان ظرف چند هفته آینده، با تجدید قوا، به ادامه حملات انتحاری و بمبگذاری در افغانستان بپردازند. ناتو می گوید ملا دادالله، روز یکشنبه در درگیری با نیروهای مشترک غربی و افغان، در ولایت آشوب زده هلمند افغانستان کشته شد. از او به عنوان بی رحم ترین رهبر طالبان نام برده می شود. خبرنگار بی بی سی می گوید دادالله در دوازده ماه گذشته، شاید مهمترین فرمانده طالبان، به ويژه در جنوب افغانستان بوده باشد، اما برآورد تاثیر مرگ وی بر حملات طالبان مشکل است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 8:7 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
يکشنبه 13 مه 2007 - 23 ثور 1386
بی بی سی در تحلیل خبرش از داد الله به عنوان فر دی که
مسئول کشتارهای دسته جمعی" است یاد کردند.
مقامات افغان می گویند ملادادالله، فرمانده ارشد نظامی طالبان در جنوب افغانستان کشته شده است.
اداره امنیت ملی افغانستان در کابل با انتشار این خبر می گوید جسد ملادادالله در ولایت قندهار در اختیار نیروهای امنیتی افغان قرار دارد. اسدالله خالد، والی قندهار نیز به خبرنگاران گفته که ملادادالله در نتیجه یک عملیات مشترک ناتو و ارتش ملی افغانستان در ولایت آشوب زده هلمند کشته شده و جسد او به ولایت همجوار قندهار انتقال داده شده است. آقای خالد در یک کنفرانس خبری در قندهار گفت که این یورش براساس اطلاعات دقیق استخباراتی انجام شده و شکی وجود ندارد که فرد کشته شده ملا دادالله است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 8:0 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
24/2/86 > سعید انصاری : داد الله تاكنون صدها غيرنظامي افغان را گردن زده است سه گلوله بر گردن و شکم ملا دادالله ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 7:32 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
تصویر داد الله سر کرده تروریستها والي قندهار: با كشته شدن "ملا داد الله"،افغانها از ظلم و جنگ نجات يافتند "اسدالله خالد" والي قندهار افغانستان گفت: با كشته شدن"ملا داد الله" افغانها از ظلم و جنگ نجات يافتند و قتل اين فرمانده طالبان ضربه بزرگي براي اين گروه است. وي روز يكشنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: دادالله روز شنبه در ولايت هلمند در عمليات مشترك سربازان افغان و نيروهاي خارجي كشته شد. اسدالله خالد بدون اشاره به محل اين عمليات، اضافه كرد: كشته شدن اين عضو طالبان، باعث تضعيف روحيه افراد اين گروه خواهد شد. وي پيش بيني كرد كه حملات طالبان در جنوب افغانستان كاهش خواهد يافت. والي قندهار در اين نشست مطبوعاتي جسد ملا دادالله را به خبرنگاران نشان داد. "يوسف احمدي" ازسخنگويان طالبان خبر كشته شدن اين فرمانده ارشد شورشيان را تبليغات دولت عنوان كرد و گفت كه او زنده است. اداره امنيت ملي افغانستان روز يكشنبه در بيانيهاي اعلام كرد كه ملا داد الله در هلمند كشته شد و جسدش به قندهار انتقال يافت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 8:51 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
||||||
ادامه مطلب |
|||||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 8:34 توسط حامد
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
ولسوالیهای و نفوس ارزگان شمالی در گزارش مشارکت ملی
برگرفته از مشارکت ملی ضرورت ها و نیازهای دایکندی برای ادامه روی ادامه کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:44 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران)(برگرفته از سایت کابل پرس) يكشنبه 22 آوريل 2007, بوسيله ى پوريا بهار سلام آقاي حسيني! شايد هر كسي كه زندگي را با سختي گذرانده باشد، در خردسالي از چيزي بيشتر از چيزهاي ديگر مي ترسيده و ترس من در آن دوران از اداره اتباع و نيروي انتظامي بود. زماني كه براي دريافت و تمديد مدارك شناسايي خود به فلكه دانشگاه صنعتي اصفهان مي رفتيم، جايي كه در تخيلات كودكانه ام حكم فلكه وحشت را داشت. هزاران افغاني، در گرماي تابستان يا سرماي زمستان، بايد در مدتي محدود به اين مكان مراجعه مي كردند و اسناد هويتي خود را تحويل و مدركي تازه دريافت مي كردند. مردم كه گاهي ساعتها و گاه چندين روز مجبور بودند منتظر بمانند، طبيعتا طاقتشان تمام شده و بي نظميهاي ايجاد مي كردند و اين بهانه اي مي شد براي سربازان و گاه غير سربازهايي كه براي طرح استخدام شده بودند، تا با باتون و چوب به جان مردم بي نوا بيافتند و با فحش و كتك از آنها پذيرايي كنند! بعدها كه داستانهايي از آشويتس و جنايات آلمان نازي در جريان جنگ جهاني دوم و يا اردوگاههاي كار اجباري استالين در روسيه مي خواندم يا مي شنيدم، بي اختيار فلكه دانشگاه به ذهنم مي آمد و اينكه در آنجا هم آدم مي كشتند، منتهي نه جسم و جانشان را، بلكه روح، غرور و عزت نفسشان را از بين مي بردند برای ادامه اینجا را کلیک کنید http://kabulpress.org/my/spip.php?article132 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:32 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه سرگشاده دانشجویان افغانستانی شرکت کننده در چهارمین گردهمایی اتحاد دانشجویان جهان اسلام به رئیس مجلس شورای اسلامی ایران! به نام خداوند آگاهی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر حداد عادل با تقدیم سلام و آرزی توفیق الهی؛ چهارمین گردهمایی اتحاد دانشحویان جهان اسلام را به فال نیک گرفته و از پیشگاه خداوند بزرگ الفت، اخوت و اتحاد واقعی مسلمانان را آروزمندیم. دانشجویان افغانستانی شرکت کننده در «چهارمین گردهمایی اتحاد دانشجویان جهان اسلام» بر خویش فرض میدانند که مراتب سپاسگذاری و قدرشناسی خویش را نسبت به زحمات دستاندرکاران و برگزارکنندگان این گردهمایی و همچنین تشریفآوری و صحبت های امیدبخش شما ابراز نمایند. برای ادامه روی ادامه کلیک کنید ادامه مطلب بر گرفته از غرجستان مطالب مرتبط: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:54 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
تصویر اعتراضیه طلاب افغانستان در مورد نحوه اخراج اجباری مهاجرین افغانستان از ایران برای دیدن روی ادامه کلیک کید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:34 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمانده طالبان در ارزگان شمالی (ترينكوت) دستگیر شد دوشنبه ۱ جوزا ۱۳۸۵ دفتر مطبوعاتي نيروهاي آمريكايي روز دوشنبه با انتشار بيانيهايدر كابل اعلام كرد: يكي از فرماندهان ارشد نيروهاي شورشي همراه با سه نفر ديگر در جنوب افغانستان بازداشت شد. در اين بيانيه آمده است: ديروز نيروهاي ارتش ملي افغانستان و آمريكا طي عمليات جستجو در شهر "ترينكوت" ولايت ارزگان در جنوب افغانستان "ملا محبالله" يكي از فرماندهان ارشد گروه طالبان را بازداشت كردند. دوشنبه ۱ جوزا ۱۳۸۵ دفتر مطبوعاتي نيروهاي آمريكايي روز دوشنبه با انتشار بيانيهايدر كابل اعلام كرد: يكي از فرماندهان ارشد نيروهاي شورشي همراه با سه نفر ديگر در جنوب افغانستان بازداشت شد. در اين بيانيه آمده است: ديروز نيروهاي ارتش ملي افغانستان و آمريكا طي عمليات جستجو در شهر "ترينكوت" ولايت ارزگان در جنوب افغانستان "ملا محبالله" يكي از فرماندهان ارشد گروه طالبان را بازداشت كردند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:10 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
60 نفر در ارزگان جنوبی (ترینکوت) کشته شدند چهارشنبه ۳ جوزا ۱۳۸۵ دفتر مطبوعاتي نيروهاي آمريكايي در جنوب افغانستان روز چهارشنبه با انتشار بيانيهاي اعلام كرد كه در درگيرهاي ولايت ارزگان ۲۹نيروي شورشي ، ارتش و پليس ملي افغانستان كشته شدند ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:8 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
وزارت دفاع افغانستان از دستگيري دو فرد مسلح خارجي در ارزگان جنوبی خبرداد پنجشنبه ۱۱ جوزا ۱۳۸۵ محمد ظاهر عظيمي " سخنگوي وزارت دفاعافغانستان اعلام كرد كه نيروهاي ارتش ملي اين كشور دو فرد مسلح خارجي را در ولايت ارزگان در جنوب اين كشور بازداشت كردهاند. وي روزپنجشنبه گفت: اين افراد زماني دستگير شدند كه يك كاروان ارتش ملي افغانستان در منطقه "گورگك" شهرستان"دهراوود" با نيروهاي شورشي درگير شدند. وي افزود: دراين درگيري دو شورشي به نامهاي"نقيب الله "و" سردار محمد" نيز دستگير شدند. وي هويت اتباع خارجي دستگير شده را اعلام نكرد، اما تاكيد كرد كه يك نفر از سربازان ارتش ملي زخمي شد. وضعيت نامناسب امنيتي از نگرانيهاي عمده دولت كابل است كه با توجه به شرايط ناآرام مناطق جنوبي افغانستان اين نگراني وجود دارد كه ناآراميها در سراسر كشور گسترش يابد. سازمان ملل و نيروهاي بينالمللي مستقر در افغانستان براين باورند كه تنشها در كشور رو به افزايش است . اين در حاليست كه نيروهاي آمريكايي اعلام كردهاند، طالبان در ولايتهاي ارزگان، قندهار و هلمند در حال قدرت گرفتن است
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:7 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
قرار است 6 هزار نیروی ارتش ناتو درژ ارزگان جنوبی مستقر شود پنجشنبه ۱۱ جوزا ۱۳۸۵ تلويزيون "آيينه" افغانستان چهارشنبه شب از سقوط يكي از شهرهاي ولايت ارزگان در جنوب اين كشور به دست شبه نظاميان طالبان خبر داد. اين شبكه تلويزيوني گفت كه نيروهاي شورشي پس از بيرون راندن ماموران امنيتي، اقدام به آتش زدن مراكز دولتي كردهاند. اين درحاليست كه فرمانده نيروهاي امنيتي ولايت ارزگان اظهار اميدواري كرد كه به زودي طالبان را از شهر بيرون خواهند كرد. امسال بيش از ۲۰۰نيروي شورشي در ولايتهاي قندهار، هلمند و ارزگان كشته شدند كه خونينترين سال براي آنها بعد از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ ميلادي است. از سوي ديگر سخنگوي نيروهاي آمريكايي مستقر در افغانستان از افزايش قدرت نيروهاي طالبان در جنوب اين كشور نسبت به سالهاي قبل خبر داده است. به گفته سرهنگ "تام كولينس"، نيروهاي طالبان هماكنون در بعضي از مناطق قندهار، هلمند و ارزگان از حمايت معنوي برخوردارند و در ساير مناطق با استفاده از تهديد، ارعاب و فقر اقتصادي، مردم اين مناطق را به خدمت گرفتهاند. قرار است كشورهاي عضو ناتو در آينده نزديك بيش از شش هزار سرباز را در ولايات قندهار، هلمند و ارزگان كه جزو مناطق ناامن اين كشور محسوب ميشود |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:6 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
طالبان كنترل شهر چوره ارزگان افغانستان را به دست گرفتند شنبه ۱۳ جوزا ۱۳۸۵ اين شبكه تلويزيوني بدون اشاره به زمان حمله گفت كه طالبان ادعا كردند در اين درگيري ۴۰تن از نيروهاي ارتش ملي را بازداشت كردند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:4 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
کشته و زخمی شدن 49 طالب در ارزگان جنوبی چهارشنبه ۱۷ جوزا ۱۳۸۵ دفتر مطبوعاتي نيروهاي آمريكايي اعلام كرد كه در عمليات مشترك نيروهاي ارتش ملي افغانستان و نظاميان آمريكايي طي ۲۴ساعت گذشته ۲۲شورشي كشته و ۲۹تن بازداشت شدند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:2 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
وزارت دفاع افغانستان: ۱۵شورشي در ارزگان جنوبی كشته شدند
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:1 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
45 در ارزگان جنوبی کشته شدند شنبه ۲۷ جوزا ۱۳۸۵ 45 نيروي طالبان در حمله نيروهاي ارتش افغانستان و نيروهاي خارجي به دو محل تجمع طالبان در جنوب اين كشور كشته شدند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 5:59 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
دونفر در ارزگان جنوبی در پوشش جادری کشته شدند ارزگان جنوبی کشته شدند شنبه ۲۴ سرطان ۱۳۸۵ دیروز در جریان فعالیت محاربوی اردوی ملی در مربوطات قریهی لیلان ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان، دو تن از اتباع خارجی که با لباس و چادری زنانه خود را مستور نموده بودند کشته شدند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 5:58 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
سه شنبه ۱ حوت ۱۳۸۵ دفتر مطبوعاتي نيروهاي آمريكايي در افغانستان روز سهشنبه با انتشار بيانيهاي اعلام كرد كه نيروي هوايي اين كشور يك پناهگاه شورشيان طالب را در ولايت ارزگان در جنوب افغانستان بمباران كرده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 5:57 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
ناتو يك مركز ورزشي براي دختران در ارزگان جنوبی (شهر ترینکوت) احداث كرد پنجشنبه ۱۰ حوت ۱۳۸۵ سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در افغانستان اعلام كرد: اين سازمان اولين محل ورزشي را براي دختران افغان در شهر "ترينكوت" مركز ولايت ارزگان در جنوب اين كشور احداث كرد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 5:55 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
در این راستا، علما و طلاب افغانستانی مقیم حوزه علمیه قم جهت انجام تکلیف دینی و انسانی خود نکات مهمی را ذیلا متذکر می شوند: 1- شکی نیست که هجرت گسترده و بلند مدت مردم ما در نهایت به مصرف شدن نیروی فعال و جوان کشورما در مقابل ارزان ترین مزدها و سخت ترین و ساده ترین کارها انجامیده و خسارات تاریخی بزرگی است که یکایک مهاجران ما آن را پیوسته احساس کرده اند اما این را نیز به درستی می دانند که به دلیل کمبود شدید اشتغال و عدم امنیت لازم، در کوتاه مدت چاره ای جز پناه بردن اضطراری بویژه به کشورهای همسایه خود ندارند و بازگشت ایشان بادست خالی به کشور خود به نا امنی بیشتر و بیکاری و فقر شدیدتری دامن خواهد زد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:50 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
طالبان در ارزگان جنوبی در سال ۱۳۸۵ اخبار روز پنج شنبه چهارم جوزای سال 1385 امسال بيش از 3۰۰نيروي شورشي القاعده و طالبان در ولايتهاي قندهار، هلمند و ارزگان افغانستان كشته شدند كه خونينترين سال براي آنها بعد از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ميلادي است. از سوي ديگر سخنگوي نيروهاي آمريكايي مستقر در افغانستان روز گذشته در كابل از افزايش قدرت نيروهاي طالبان در جنوب اين كشور نسبت به سالهاي قبل خبر داده بود. به گفته "تام كولينس" ، نيروهاي طالبان هماكنون در بعضي از مناطق قندهار، هلمند و ارزگان از حمايت معنوي برخوردار ميباشند و در ساير مناطق با استفاده از تهديد، ارعاب و فقر اقتصادي، مردم اين مناطق را به خدمت گرفتهاند. برای ادامه روی ادامه کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:58 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
حماسه انتحار چهل دختران در ارزگان : زمانیکه مقاومت عادلانه مردم ارزگان در برابر لشکر منظم 120 هزاری دولتی و 40 هزار ملیشه های قومی که متشکل از مردم جنوب و جنوب شرقی کشورما بودند به شکست مواجه شد و لشکریان قومی داوطلب جنوبی و مشرقی و نظامی امیرعبدالرحمن به ارزگان یورش بردند . سپاهیان دولتی همراه با لشکر ایله جاری قومی اطفال را در مقابل چشمان والدین شان بر سره نیزه برمی داشتند ، به اسارت زنان و کشتار مردان شروع کردند ، زنان اسیر را سینه بریدند و تن های مرده و نیمه زخمی آنان را به دریای ارزگان می انداختند که به هر طرف خون و آتش جولان داشتند . در یک مورد 47 دختر و زن هزاره در برابر لشکر مهاجم تسلیم نشدند و به مقاومت پرداختند . وقتیکه این زنان صحنه محاصره را به خود تندگ دیدند و از اینکه به اسارت نروند و به عفت شان تجاوز صورت نگیرند و کشته نشوند به کوه های « ششپر » گریختند . لشکر امیر نیز به تعقیب آنان به کوه ها هجوم بردند و زنان تا آخرین قلهء کوه خود ها را رساندند که برای دستگیری شان چیزی نمانده بود . بالاخیره ناگزیر این 47 دختر و زن ارزگانی خودها را از بالا ترین قلهء کوه ششپر به پائین سنگ لاخ ها و دره ها پرتاپ نمودند که با این گونه « حماسه انتحاری » خود سنگ ها را نیز خونین و داغدار نمودند ولی خودها را اسیر ارتش مهاجم و ددمنش امیر نساختند . از همین سبب است که این کوه ششپر بعد از این بنام « کوه چهل دختران » مسما گردید و به این مناسبت شعر حماسی هم سروده شده است برای روی ادامه کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:46 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
دوشنبه 26 سرطان 1385 در جريان عملیات تصفیوی پلیس شاهراه و نيروهاي ائتلاف در ولسوالی چوره ولایت ارزگان روز گذشته 28 تن از مخالفین دولت کشته شدند. به گزارش آژانس باختر بر اساس معلومات دفتر مطبوعاتی وزارت داخله، در این عملیات برعلاوه کشته شدن بیست وهشت تن از جنگجويان طالب هفت تن دیگر از آنها به اسارات پلیس افتاده اند. همچنين مقامات محلي هلمند ديروز اعلام كردند كه در حملات زميني و هوايي اردوی ملي و نيروهاي بينالمللي روز گذشته 40 تن از طالبان در ولسوالی سنگين اين ولايت كشته شدند. به گفته اين مقامات، در اين درگيري 300 عسكر انگليسي نيز شركت داشتند كه نيروهاي امريكايي از طريق هوا آنها را حمايت ميكردند. اين درگيريها در چارچوب عمليات يورش كوهستان از اواسط ماه ثور در چهار ولايات ناآرام جنوبي ارزگان، هلمند، قندهار و زابل آغاز شد كه تاكنون باعث كشتهشدن حدود 700 نفر شده است. به گفته مسئولان كميسيون مستقل حقوق بشر، طي سال جاري بيش از 600 غيرنظامي بر اثر درگيري نيروهاي طالبان با نظاميان دولتی و نيروهاي بيگانه مستقر در جنوب كشور كشته شده اند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:41 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
حلقه محاصره طالبان در ارزگان تنگ تر شد چهارشنبه 1386/2/5 جنرال محمد قاسم، قوماندان امنيه ارزگان روز گذشته به دنبال به محاصره درآمدن نزدیک به 200 تن از اعضای طالبان در ولسوالی چوره ولایت ارزگان از تنگتر شدن حلقه محاصره بر روی طالبان خبر داد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:38 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
روزنامه ويسا در اين روزنامه مي خوانيم از چند روز به اين طرف اخباري مبني بر جنگ و گريز ميان طالبان و قواي دولتي در ولايت ارزگان به گوش مي رسد گويا نيروهاي دولتي جمعي از نظاميان مربوط به طالبان را در محاصره قرارداده اند و اين حلقه محاصره هر روز تنگ تر مي شود گفته شده است نيروهاي طالبان زماني به محاصره نيروهاي دولتي درآمده اند که قواي دولتي بر اساس داشته هاي معلوماتي و استخباراتي از تجمع طالبان در آن منطقه مطلع شده و دست به محاصره آنان زدند در ابتدا اعلام شده بود که نيروهاي دولتي با طالبان ارتباط برقرار کرده و از آنان خواسته اند تا تسليم شوند اگر اين کار صورت مي گرفت ماجرا به صورت بسيار خوب و خوش پايان يافت اما اينگونه نشد و طالبان از تسليم شدن به نيروهاي دولتي سرباز زدند.ويسا اضافه مي کند يکي از دلايلي که طالبان در بخشي از ولايات جنوبي کشور جاي و امکاناتي را براي بودن به دست بياورند و حتي دست به اقدامات نظامي عليه مراکز مربوط به دولت بزنند اين بوده که مقامات محلي دولت نتوانسته اند رضايت عامه را به دست بياورند اين وضعيت به دليل عدم مراقبت مامورين و مسئولين محلي دولت از خواسته ها و نيازها و ضرورتها و انديشه هاي مردم بوجود آمده است و طالبان از اين کار سود برده و فرصت و امکاناتي را بدست آورده اند هر عملي که از سوي دولت سر بزند و به نحوي مردم را متاثر کند باعث تشددي نارضايتي و بي اعتمادي آنان شده و زمينه هاي سوء استفاده هاي بيشتر مخالفان دولت را فراهم مي کند با توجه به اينکه هنوز ذهنيت جامعه از کشاکشهاي گذشته داخلي فاصله نگرفته و به گونه اي تحت تاثير اخلاقيات و باورهاي دوره جنگ قرار دارد و هنوز کمترين عقده مندي مردم را مي تواند در صفوف مخالفان دولت گسيل دارد بايستي در همه کارکردها و برنامه ها حساسيتهاي اخلاقي و اجتماعي را در نظر داشت و با آنها با حساسيت برخورد کرد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:26 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
هفت طالب در ارزگان دستگير شدند كابل، ايرنا ۸۶/۰۲/۰۶
" محمد قاسم" فرمانده پليس ارزگان افغانستان اعلام كرد: نيروهاي امنيتي هفت نفر از جنگجويان طالبان را روز پنجشنبه در شهرستان "چوره" اين ولايت دستگير كردند.
اين پليس افغان حضور "ملا دادالله" مرد شماره دو طالبان در ميان ۲۰۰ جنگجو را كه از چند روز قبل در محاصره نيروهاي پليس افغان در چوره بودند، تكذيب كرد و گفت كه اين موضوع شايعهاي بيش نيست. منابع امنيني افغان پيشتر گفته بودند: مهمات محاصرهشدگان تمام شده است و مذاكره براي تسليم شدن آنان ادامه دارد. اين درحاليست منابع محلي در جنوب افغانستان از پايان يافتن عمليات براي بازداشت اين افراد خبر ميدهند. گفته ميشود، شورشيان كه در منازل مردم پناه گرفته بودند،موفق به فرار شدند. پيش از اين " شهابالدين اتل "كه خود را سخنگوي ملادادالله معرفي ميكند محاصره افراد اين گروه در چوره ارزگان را تكذيب كرده بود. به گفته او، ملادادالله در هلمند مشغول عمليات نظامي عليه نيروهاي دولتي افغان و ناتو ميباشد. ارزگان در جنوب افغانستان واقع است و پس از هلمند دومين توليدكننده مواد مخدر در اين كشور است. ۴۲درصداز ۶/۵هزار تن مواد مخدر افغانستان در ولايت هلمند توليد ميشود. سطح زيركشت مواد مخدر اين كشور در سال ۲۰۰۶ميلادي ، ۱۷۲/۶هكتار بود كه اين رقم نسبت به زمان طالبان چند برابر افزايش دارد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:12 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:26 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
کمک به پنج تن از شهدا و سه تن از زخمی شده گان درولسوالی کجران (ارزگان شمالی) ولایت دایکندی
ولی این کمک خوب معلوم نشده که برای کدام شهدا و در کدام حادثه بوده احتمال می رود که به خاطر ابراز همدردی با بازماندگان که قربانی فاجعه ضد بشری طالبان شده صورت گرفته باشد. 19 میزان 1385 مطابق 11 اکتوبر 2006کابل: آژانس اطلاعاتی باختر: حکم حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در مورد انجام مساعدت مالی برای خانواده های پنج تن از شهدا و سه تن از زخمی شده گان درولسوالی کجران ولایت دایکندی در اثر یک حادثه المناک درولایت دایکندی پنج تن از هموطنان شهید وسه تن زخمی گردید . بخاطر ابراز همدردی به خانواده های شهدا و دلجویی از زخمی شده گان برای هر خانواده شهید مبلغ دوصد هزار افغانی و برای هر زخمی مبلغ پنجاه هزار افغانی که مجموعاً مبلغ یک ملیون ویکصد وپنجاه هزار افغانی میشوداز کود 99 حوادث دولت به عنوان مساعدت منظور می نمایم. از خداوند متعال برای شهدا جنت فردوس به خانواده های انها صبر جمیل به زخمی شده گان سلامتی کامل وبربادی دشمنان مردم را استدعا می دارم . نوشته شده توسط محمد ساعت 06:45 موضوع مطلب : ارزگان شمالی - خبر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:25 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
دایکندی در شمال ولایت ارزگان قرار دارد نجلا باختری در ضمن گزارشی که از ولایت شدن دایکندی (ارزگان شمالی) دارد به این سوال پاسخ داده است. گزارش های روزانه از کابل نجلا باختر
دايکندی، ولايتی گم در خويش
خبرگزاری کابل: اگر نقشه ی افغانستان را باز کنيد و چشمانتان را برای لحظه ای بر هم بگذاريد و تلاش کنيد تا انگشتتان را در مرکز نقشه بگذاريد، شما دست بر دايکندی گذاشته ايد. دايکندی همچون بيشتر نقاط افغانستان منطقه ای ست که تاريخی از تمدن و فرهنگ را با خود دارد. وقتی به دايکندی پا می گذاريم اولين چيزی که ما را متوجه خود می کند، کوهستان است که آميخته با سکوتی اعجاب آور ما را به پيشينه ای دور می برد. سرزمينی آميخته با اعجاز، همچنان که در نسخ تاريخی آمده، در طی زمان تمدن های متنوع را ساخته است و اين تمدن اکنون در سکوتی نهفته است که در دل کوهستان هر دم، مشتاقانش را فرا می خواند. دايکندی در طی تاريخ با نام های گوناگونی خوانده می شده و در تقسيم بندی هايی که حاکمان زمان داشته اند، جزيی از ولايات و قلمرو های گوناگون محسوب می شده است. زمانی آن را جزيی از پاروپاميسس باستان می خواندند، زمانی غور يا غرجستان، سيستان ، خراسان و طی سال های اخير اين منطقه جزيی از ولايت ارزگان محسوب می شده است. در آخرين تقسيمات کشوری که سال گذشته انجام شد، دايکندی که در قسمت شمالی ولايت ارزگان قرار دارد، خود به ولايتی جداگانه تبديل شد با نام خود دايکندی که مرکز آن شهر کوچک نيلی ست. نيلی شهری کوچک است که در استفاده از امکانات و اعتبارات حکومتی به آن چيزی نرسيده است. نيلی همچنان که در دل کوهستان قرار دارد و در آرامشی که سال ها در سکوت همراه داشته با زندگی آدم هايش روزگار را سپری می کند. مردم در دايکندی به همان شيوه ی پدرانشان زندگی می کنند و کار، کار کشاورزی و دامداری اندک در اندازه ی براوردن احتياج است. زنان و دختران دايکندی با همان شيوه ی پيشينيانشان پا به زندگی خود می گذارند و به حجله ی بخت می روند. گاهی دختران پيش از آنکه به سن رشد برسند، به شوهر و به فرزند می رسند. در دايکندی زنانی هستند که شوهرانشان برای تجربه ای فراتر از کوهستان به مهاجرت رفته اند و اين مهاجرت سال ها به طول انجاميده است. مردانی که برای تجربه و کار به خارج از آبادی رفتند، در خارج از آبادی، گاهی زندگی نويی تشکيل داده اند و زنی و فرزاندانی چند. وقتی به دايکندی می روی، زندگی در ساده ترين شکل خود جريان دارد. از خانه های گلی که می گذری دختران کوچک ترانه های خاص خودش را می خوانند و آن طرف تر صدای محزون، صدای شاد دمبوره است که متوجه ات می کند. گاهی اين دختران کوچکند که بداهه ترا به ترانه هايشان می آورند و تو جزيی از ترانه ها می شوی. دايکندی در دل خود نگفته های بسياری دارد که در خود گم می شود و کسی نمی يابدش. دايکندی که اکنون ولايتی جداگانه محسوب می شود، می رود تا بتواند خود را باز يابد. کم کم دروازه های دايکندی بروی جهان ديگر باز می شود. گرچه وقتی به دايکندی می روی، يا بايد پياده روزهای طولانی را در برف طی کنی تا به آنجا برسی و يا در فصل گرما روزهای کمتری را با وسيله ای که مسيرش به آنطرف است. راه طولانی ست، راه طولانی نيست اما نبود راه مناسب راه را که همان راه سنتی ست، طولانی می کند. در دايکندی هنوز رسانه ای هر چند کوچک نيست. راديو نيست و طی آخرين گزارش ها، هنوز مرکزی برای رای گيری در آنجا داير نشده است. دايکندی طی دهه های گذشته که حتا به بيشتر از قرن می رسد، فقط طعم تلخ حکومت مرکزی را چشيده است. تاکنون آن ها هيچ وقت حق انتخاب نداشته اند و اين حکومت طی چند دهه بود که سخت ترين شرايط زندگی را برايشان هديه داده بود. مردم دايکندی گرچه تاکنون برای يک بار هم که شده طعم انتخاب و شرکت در حکومت را نچشيده اند، اما دايکندی می رود که راه های نرفته را با کمک آن فرزندانش که کوهستان را برای بدست آوردن آزادی ترک گفته اند، طی کند. دايکندی دروازه هايش را علی رغم سکوت سنگين کوهستان بروی جهان خارج از کوهستان نيز خواهد گشود. نوشته شده توسط محمد ساعت 05:55 موضوع مطلب : ارزگان شمالی - خبر
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:24 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|||||
نوشته شده توسط محمد ساعت 07:06 موضوع مطلب : سيل در ارزگان شمالی
شنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۶
تجليل از شهيد مزاری در ارزگان شمالی تجليل از شهيد وحدت ملي در ارزگان شمالی 16/1/1386 بنا به گزارش سایت حزب وحدت اسلامی روزسه شنبه 14/1 /1386 ساعت 9 صبح مراسم تجليل از مقام شهداي انقلاب اسلامي افغانستان اخصاً شهيدوحدت ملي استاد عبد العلي مزاري در ازرگان شمالی (مرکز ولايت دايکندي نيلي) دائر گرديد. در اين محفل با شکوه عده اي زيادي ازمردم دايکندي از اقشار مختلف ريش سفيدان، محصلين مدارس ديني، اراکين دولتي، بازاريان، شرکت نموده بودند. مراسم با تلاوت آيات کلام الله مجيد آغاز گرديد و مقالاتي از طرف محصلين، برادران و خواهران شرکت کننده پيرامون شخصيت شهيد مزاري ارائه گرديد و همچنين سرودي از طرف محصلين مدرسه ديني المهدي بصورت گروهي در رثاء سردار جهاد و مقاومت مزاري اجرا گرديد. در اين محفل آقاي بليغ از روحانيون منطقه و سلطان علي ارزگا ني والي ولايت دايکندي، همچنين ياسين اکبري رئيس شوراي ولايتي دايکندي و جناب آقاي استاد دانش رئيس شوراي علماي دايکندي ايراد سخن نمودند.که هريک به نوبه اي خود پيرامون شخصيت وکارکردهاي شهيد مزاري و ديگر شهداي انقلاب صحبت نموده و بر وحدت ملي و حرکت در راستاي منافع کشور و مصالح وطن تاکيد نمودند. آ قاي سلطان علي ارزگاني والي ولايت دايکندي طي سخناني ازحرکت خودجوش و وسيع مردم ابراز خورسندي نموده و اين حرکت را نشانه اي رشد فکري و سياسي و بيانگر وحدت و هماهنگي مردم شمرد. آقاي ارزگاني گفت که شهيد مزاري تنها متعلق به هزاره ها نيست بلکه متعلق به کل افغانستان و شهيد ملي است. و در اخير مراسم با قرائت پيام استاد خليلي معاون رياست جمهوري که به مناسبت دوازدهمين سالگرد شهادت استاد مزاري صادر شده بود، توسط آقاي صابري مراسم خاتمه يافت |
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:23 توسط حامد
|
|
||||||
|
|
|
|
|
دها باب منزل مسکونی در ارزگان جنوبی و بیست هزار جریب زمین در ولسوالی دهراواد در اثر جاری شدن سیل تخریب شد بنا به اظهارات منابع دولتی در ارزگان جنوبی صدها باب منزل مسكوني در اثر جاری شدن سیل تخريب گرديد سخنگوی وزارت داخله اظهار نموده که بیش از 20 هزار جريب زمين در ولسوالي دهراود مروبط به ولایت ارزگان جنوبی از بين رفته است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:22 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
هزار جریب زمین زراعتی در اثر جاری شدن سیل در ارزگان شمالی از بین رفته است بر اساس گزارش های منابع محلی و دولتی در ولسوالي كيتي مربوط به ارزگان شمالی بیش 1000 جريب زمين زراعتي، و هزاران اصله درخت، و بیش از20 باب آسياب، 11 بند برق محلي و چندین باب منازل مسكوني در اثر جاري شدن سيلاب تخريب گرديده و 7 تن از اهالي اين مناطق جان خود را از دست داده اند. قرار تماسهای تلفنی که بعضی از هموطنان مهاجر ما با مناطق ناوه رود، کیسو مرکز ولسوالی کیتی، و نیز سائر مناطق مربوط به این ولسوالی انجام داده وضعیت را بسیار ناراحت کننده توصیف کرده اند. به خصوص در اثر مسدود بودن راههای هزاره جات در اثر برف و باران و نا امن بودن مناطق ولایت هلمند و ارزگان جنوبی در اثر حضور طالبان، هرگونه امداد و کمک رسانی به این مناطق دور دست و محاصره شده امکان ندارد. و آسیب دیدگان سیلهای اخیر در وضعیت ناگواری به سر می برند. و مردم از بی توجهی دولت، بسیار گله مندند و عصبانی هستند. نوشته شده توسط محمد ساعت 10:49 موضوع مطلب : عمومي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:21 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
حديث تجزيه و تسميه:
از " خراسان " تا " ارزگان " چندی پيش مجلس شورای اسلامی ايران ، طرح تقسيم استان خراسان رابه تصويب نهایی رساند. بر اساس اين طرح ، استان مذکور به سه استان مجزا به نام های خراسان شمالی ، خراسان جنوبی و خراسان رضوی تقسيم می شود. البته آنچه شاهد مثال ومنظورنهایی ما از ذکر اين رويداد می باشد، فراز بعدی سخن است: خراسان نه اولين استان ايران است که تجزيه می شود و نه آخرين آن. قبلاً نيز چنين تقسيمات و اصلاحات اداری صورت گرفته است و در آينده نيز چنين خواهد بود. اما اين مورد بخصوص ، يك تفاوت ريز و درعين حال اساسی با ساير موارد دارد و آن اصرار بر حفظ عنوان "خراسان" بر روی استان های تازه تأسيس است. قبلاً بخشی از استان مازندران جدا شد و نام جديد " گلستان " را به خود گرفت. قسمتی از آذربايجان هم استان مستقل گردید و نام " اردبيل " را به خود گرفت. بخشی از زنجان نيز با نام جديد " قزوين " پا به عرصه وجود گذاشت. بخشی از استان تهران نيز بنام استان " قم " عرض اندام کرد و... اما در مورد خراسان، با اينکه به سه استان مجزا ومستقل تقسيم شده، بازهم هيچكدام نام جديد به خود نگرفته اند؛ بلکه همه آن ها عنوان " خراسان " را با خود حفظ کرده اند. دليل يا دلايل اين سختگيري و پافشاری بر روی عنوان خراسان چيست؟ پاسخ واضح و روشن است.خراسان ميراث عظيمي از فرهنگ، تمدن، تاريخ، دانش، ادب، عرفان،انديشه، حماسه و ... را پشت سر خود دارد. خراسان مهد انديشمندان، اديبان، شاعران، عارفان، عياران، تاريخ سازان و نام آوران بسياري بوده است. خراسان( بلخ ) زادگاه زبان شیرين فارسی دری و محل زايش و پرورش شعر و ادبيات غنی فارسی بوده است. خراسان کبير، شهرها و نواحی بس مهم باستانی- تاريخي مانند بلخ، هرات، غزنين، مرو، باميان، بدخشان، کابلستان، زابلستان، فارياب، طوس، بيهق، جام، نيشابور، غور، طخارستان و... را در دامان پر گهر خود جای داده است . زادگاه و زيستگاه زرتشت و اوستا، فردوسی و شاهنامه، مولوی و مثنوی، ابن سنا و قانون، خواجه عبدالله و صد ميدان، غزالی و احياء العلوم، سنايي و حديقه و صدها قله رفيع دانش، حکمت، عرفان و ادب مانند امام اعظم ( ابوحنيفه ) ابو سعيد ابو الخير، معلم ثانی، انوری، عنصری، ناصر خسرو، بيدل، خواجه نصير، بهزاد، جامی هروی، بايزيد بسطامی،آخوند خراسانی، سيد جمال، اغلب مؤلفين صحاح سته، و جمعی از قراء سبعه، استوانه های ادبيات عرب( اخفش بلخی، کسايي مروزی، سکاکی صاحب مفتاح العلوم و ...) جمع کثيري از محدثان، فقيهان، مفسران، عارفان و ديگر شاخه های علوم اسلامی؛ همه وهمه در خراسان بزرگ زاده وپرورده شده اند . حقیقت اینست که اگرمشاهیر ومعاریف خراسان راازآنچه تمدن ایرانی نامیده می شود جداکنیم ، برای ایرانیان تنها حافظ وسعدی می ماند وبس . پر واضح است که هر دولت وملت عاقلی اگر زمينه و بهانه ی برای شريك شدن در آنهمه ميراث عظيم و گرانبها، آنهمه افتخارات و دستاورد های جهانی و بشری، اينهمه پشينه تمدن سازی ، دانش پروری و فرهنگ آفرينی و آنهمه درخشش های علمی، ادبی، هنری و تاريخی داشته باشد؛ هيچگاه از آن دست بر نمی داردوباتمام توان وقدرت براستمرار آن مشارکت اصرارمی ورزد. بويژه اگر صاحبان و وارثان آن تاريخ و تمدن، با تغيير نام اجباری سر زمين شان توسط حکام مسلط بيگانه، از حق انحصار وراثت محروم شده باشند. در چنين حالت اگر کشوری با در اختيار داشتن بخش ناچيزی از آن سرزمين، تمام فضايل و افتخارات گذشته آن ديار را به خود نسبت دهد، واقعا غنيمت باد آورده و گنجينه بدون صاحب نصيبش شده است. اين جنين است که حذف نام خراسان از قاموس جغرافيای امروز ايران، مساوی است با محروميت از آن همه مواريث کهن و سوابق پر افتخاروگم شدن هویت قوم ایرانی درتاریکخانه تاریخ . اين است که استان خراسان قطعه قطعه می شود؛ اما نام بلند آوازه " خراسان " ثابت و بدون تغيير باقی می ماند. چنان که قبلا گفتيم هيچيك از اين مسايل، موضوع گفتار حاضر نيست. منظور از اين همه صغری و کبری، رسيدن به اين نتيجه است که: اين تقسيم استان را در کشور همسايه و هم تاريخ، با تقسيم يك ولايت در کشور خود مقايسه کنيم: پاسخ روشن است اما آن چه اسباب تعجب و تأسف مضاعف می گردد اين است که دقيقاً بر عکس توقع و انتظار، در اين تقسيمات جديد، بيگانه صاحب خانه شده است و صاحب خانه، آواره وبی هويت و بی سر نوشت. صاحبان اصلی ارزگان، نام نا آشنای دايکندی را بر ولايت خود نهاده اند و غاصبان آن سرزمین، ارزگانی باقی مانده اند. از اين به بعد تاريخ پر افتخار ارزگان، مقاومت تاريخ ساز ارزگانيان در برابر فاشيزم، حماسه خالق و شيرين، حماسه چهل دختران، مردان هنگامه ساز و شور آفرينی چون محمد عظيم بيگ، ملا افضل ارزگانی، قاضی عسکر ، نجف بيگ شيران، ابراهيم خان گاوسوار، ملا خداداد لورانی و ديگر مفاخر و داشته های اين سر زمين به ارزگان تعلق دارد ( که در تقسيمات جديد نام ولايت ناقلين است ) نه به دايکندی. دقيقا نظير آنچه که يكبار در داستان مثله شدن خراسان کبير تجربه شد و چه تجربه تلخی! حکام بيگانه با تاريخ و تمدن خراسان، نام پيکره و بدنه اصلی آن سر زمين را به عمد و جبر تغيير دادند، تا هويت ساکنان اصلی خراسان را مخدوش سازند؛ در حالی که جزء ناچيزی از خراسان بزرگ در قلمرو یک کشور همسايه ( ایران )به همان نام اصلی ( خراسان ) باقی ماند. وقتی ناسيوناليزم اروپايي به مشرق زمين آمد و ملت های شرق به فکر تاريخ سازی و پيشينه تراشی افتادند؛ کشوری که آن جزء همنام را در اختيار داشت، تمام مواريث و افتخارات گذشته خراسان را بنام خود ثبت کرد و آن کل و پيکره اصلی که حالا نام ديگری بر او تحميل شده بود، سرش بی کلاه ماند و تا امروز هم بی کلاه است. صد ا لبته که اين سخن بدان معنی نيست که ما با تأسيس ولايت جديد مخالفيم. هرگزچنین اندیشه ای درسرنداریم . آنچه مورد اعتراض ماست نامگذاری ولايت جديد است. چرا نام اصلی و تاريخی اين سرزمين با آن همه پيشينه پر افتخار و آن همه تاريخ خونبار به قبايل آنسوی مرز واگذار شده و نام نا آشنای دايکندی جای آن را گرفته است ؟ ما به چند دليل با اين نامگذاری مخالفيم: اول: دايكندي در حال حاضر( زمان نوشتن مقاله ) صرفا ًنام يکی از ولسوالی های ارزگان است که همراه با چند ولسوالی ديگر ( شهرستان، کجران و گيزاب ) واحد اداری جديد را تشكيل داده اند. گذاشتن نام يك ولسوالی بر مجموع ولايت، ترجيح بلا مرجح است و هيچ توجيه منطقی، تاريخی يا فرهنگی ندارد. دوم: دايکندی در اصل و اساس، نام يكي از طوايف و تيره های هزاره بوده و هست؛ مانند دايزنگی، دايميرداد، دایچوپان و دایفولاد. نامگذاري يك ولايت بنام يک قبيله و طايفه، چه جذابيت و مزيتی می تواند داشته باشد و اين کلمه کدام بار مثبت يا منفی را القا می کند؟ تداعی گر کدام ارزش، فضيلت، افتخا ر و پيشينه می تواند باشد؟ سوم: دايکندی چه به عنوان نام يک تيره در قديم و چه به حيث نام يک ولسوالی در عصر حاضر، هيچ جايگاه و پايگاه بر جسته و چشمگير در تاريخ هزاره و افغانستان نداشته است. بر خلاف ارزگان که برای هزاره ها يک تاريخ، يك فرهنگ، يك نماد و يك آرمان است. ارزگان فشرده ای از تاريخ و سر نوشت هزاره هاست و نمادی از رنج و مظلوميت آنان. ارزگان ما را با تاريخ پيوند می زند و پيشينه و ريشه ما را می سازد. تا نام آشنای ارزگان را به خود داريم در تاريخ گم نمی شويم و آدرس تاريخی ما کاملا روشن است. اما دايکندی ما را با گذشته و تاريخ بيگانه می سازد. همه چيز برای ما از امروز شروع می شود. گذشته و پيشينه ما به کسانی تعلق می گيرد که نام پر آوازه ارزگان را با خود دارند. چند مثال ساده و ملموس می تواند روشنگر داستان و سر نوشت خراسان و ارزگان باشد و نشان دهد که تغيير نام تا چه اندازه باعث تغيير ذهنيت ها و تحريف واقعيت ها می شود : مردمان هندوستان، پاکستان و بنگلادش از پنج هزار سال به اين سو، در سرزمين مشترکی بنام شبه قاره هند می زيسته اند و دارای تاريخ، تمدن، فرهنگ، زبان، سرنوشت، آرمان ها و ارزش های مشترک بوده اند. تمامی مواريث، افتخارات و دستاوردهای اين پنج هزار سال، ميراث مشترک همه ساکنان شبه قاره هند است. اما از حدود پنجا سال پيش بخشی از اين حوزه ی تمدنی و سر زمين مشترک ، نام نوبنیادپاکستان را بخود گرفت . حالا جهانيان مثلاً موسيقی اين سرزمين را موسيقی هند می گويند يا موسيقی پاکستان ؟ فلسفه، ادبيات ، افسانه ها و اساطير شبه قاره را هندی می گويند يا پاکستانی؟ آن تمدن و تاريخ پنج هزار ساله بنام تمدن هند شناخته می شود يا تمدن پاکستان؟ پاسخ روشن است. با اينکه در عالم واقع، همه آن دستاوردها، ميراث مشترک دو ملت هستند؛ اما آنچه باعث شده است که جهانيان، هندوستان را ملت کهن سال و تمدن ساز بدانند و ملت پاکستان را نوپا و بی پايه، نامگذاری بخشی از اين حوزه تمدنی به یک نام جديد است که فقط پنجاه سال سابقه دارد. اگر پاکستان از ابتدای تأسيس نام سر زمين خود را هند شمالی می گذاشت ابداً اين کج فهمی ها و اشتباهات پيش نمی آمد. در مقابل، شبه جزيره کره هم حدود پنجاه سال است که به دو کشور مجزا و متخاصم تقسيم شده است. در عين حال هيچ کس نمی تواند بگويد تاريخ و تمدن گذشته اين شبه جزيره متعلق به کره جنوبی است يا کره شمالی. مورايث و دستاورد های آن ديار، متعلق به مردم و سر زمين کره است که هر دو بخش شمالی و جنوبی در آن سهيمند. ملت آلمان نیزپس ازجنگ جهانی دوم به دوکشورمجزّا ومتخاصم تقسیم گردید ؛ اما هیچکس نمی توانست بگوید که مواریث وافتخارات گذشته این قوم وملت مربوط به آلمان شرقی است یا غربی ؛ زیرا هردوکشور نام تاریخی ومشترک" آلمان " را حفظ کرده بودند . از آنچه گفته شد بخوبی معلوم می گردد که تغيير نام کشور ها و سر زمين ها تاچه اندازه مهم است و چگونه زمينه ساز دستبرد های بزرگ تاريخی- فرهنگی و سوء استفاده های رندانه از تاريخ و تحريف آشکار و ناروای آن می گردد. چهارم: جدا شدن هزاره ها از پيکره زخم خورده ی سر زمين آبايي خود تحت نام جديد دايکندی و واگذاری اسم و رسم ارزگان به ناقلين پشتون، در حقيقت نوعی به رسميت شناختن غصب و اشغال اين سر زمين و اعتراف به چشم پوشی از استرداد آن از غاصبان تاريخی ارزگان است. با اين حساب و به اين ترتيب، فرجام وسرانجام اشغال ارزگان به مراتب فاجعه بارتر از غصب و اشغال فلسطين خواهد بود . زيرا يهوديان تنها اراضی و خانه های فلسطينیان را غصب کرده اندو يا خريداری نموده اند ؛ نه نام، هويت و تاريخ فلسطين را. آنان نام جديد اسرائيل را برای خود برگزيده اند وهیچ ادعایی درموردمواریث ومفاخر فلسطین وکنعان ندارند . اما در مورد ارزگان، هم سر زمين وخانه های ارزگانیان غصب شده است و هم هويت و تاريخ آنان . آنجا تنها پای تاراج فيزيكي و مادی در ميان است و در اينجا تاراج فيزيكي و معنوی يك جا اعمال شده است. با توجه به آن چه گفته شد و با عنايت به خسارات و زيان هايي که از رهگذر تغيير نام متوجه برخی ملت ها و سر زمين ها می گردد، به باور ما بهتر است با دقت و تعمق بيشتری در خصوص نامگذاری ولايت جديد عمل شود تا فردا دچار حسرت و دريغ نشويم. لذا پيشنهاد می کنیم: يك: از نام تاريخی ، بومی ، پر بار و نمادين " ارزگان " هيچگاه صرف نظر نشود. اين عنوان نه از بخش پشتون نشين حذف شود و نه از بخش هزاره نشين. می توان هردو ولايت را به همين نام مسمی کرد؛ مانند ارزگان شمالی و ارزگان جنوبی يا ارزگان عليا و ارزگان سفلی و از اين قبيل. دوم: اگر هم قرار است حتماً نام جديدی برای ولايت جديد انتخاب شود، بهتر است نامی که صبغه و پيشينه تاريخی- فرهنگی دارد بر گزيده شود مانند غرجستان و نظاير آن. والسلام ( این نبشته حدود چهارسال پیش وهمزمان با مطرح شدن بحث های مربوط به تشکیل ولایت دایکندی ، نوشته ودرنشریه قلم چاپ گردید . سپس نشریه مجمع علما درکابل وسایت دایکندی نیزاقدام یه نشر آن کردند . هرچند که درآن زمان ، ابرقدرت های قوم به درد دل این درویش یک لا قبا گوش ندادند و آن ولایت را دایکندی نامگذاری کردند . اما این دلیل نمی شود که من ازافکارم دست بردارم . اینک که بحث تشکیل ولایت جاغوری دربخشی ازولایت غزنی مطرح است ، ممکن است همین اشتباه اینباردرغزنی تکرارشود ؛ یعنی هزاره ها بجای اینکه ولایت جدید شان رامثلاً غزنی باختری بنامند تا درافتخارات ومواریث گرانسنگ غزنین تاریخی سهیم شوند ، ممکن است مانند ارزگانی ها آن را بنام یک قبیله ( جاغوری ) بنامند . که دراین صورت یک شوربختی دیگر اتفاق خواهد افتاد . لذا به منظورپیشگیری ازچنین خطایی من باردیگراقدام به نشراین نوشته کردم . باشد تا فرهیختگان وفرهنگ دوستان غزنی ازسرگذشت تلخ ارزگان درس عبرت بگیرند . )
نوشته شده توسط مسیح ارزگانی در جمعه چهارم اسفند 1385 ساعت 18:54 موضوع | لینک ثابت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:19 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
شمار قربانیان جاری شدن سیل در ولایت جنوبی و شمالی افغانستان در چند 4 روز گذشته به 129 نفر افزایش یافته است.
"عبدالقیوم قیومی" سخنگوی ولایت "ارزگان اوضاع مناطق سیل زده را بحرانی اعلام کرد و خواستار ارسال کمک های فوری به این ولایت شد و نسبت به بروز فاجعه انسانی در مناطق سیل زده هشدار داد. بنا به گفته نامبرده بیش از 70 نفر در این ولایت کشته و دهها نفر نیز ناپدید هستند. لازم به ذکر است سیل هم در قسمت شمالی و هم در قسمت جنوبی ولایت ارزگان خسارات زیادی را به بار آورده است. و همچنین بر اثر جاری شدن سیل در ولایت فاریاب 6 نفر کشته و در ولایت بادغیس نیز بیش از 62 نفر کشته و دهها نفر ناپدید شده اند. مقامات دولتی همچنین از آوارگی هزاران نفر در ولایات بادغیس، ارزگان و فاریاب خبر می دهند. نوشته شده توسط محمد ساعت 06:34 موضوع مطلب : عمومي
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:14 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
اُروزگان(روزگان) یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است. مرکز این استان شهر ترین کوت می باشد. ارزگان ساحه وسیعی را در شمال شرق قندهار تشکیل می دهد. صاحب طبقات ناصری ارزگان را از شهرهای قدیم غور می داند. سنگ نبشه های متعددی در آن موجود است که بیانگر کیش مهر پرستی در سدهء پنجم در آن وادی بوده است و به نظر می آید که نامگذاری آن هم مبتنی بر همین آیین بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:11 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
ولایت ارزگان شمالی (دایکندی) گامى كوچك به سوى عدالت بعد از تشكيل حكومت انتقالى يكى از حوزه هايى كه در كارنامه فعاليتهاى اين دولت به ثبت رسيده است، ايجاد چند ولايت جديد مى باشد كه با توجيه بهتر شدن اداره امور صورت پذيرفته است. بعد از تشكيل حكومت انتقالى يكى از حوزه هايى كه در كارنامه فعاليتهاى اين دولت به ثبت رسيده است، ايجاد چند ولايت جديد مى باشد كه با توجيه بهتر شدن اداره امور صورت پذيرفته است. در اين نكته ترديدى وجود ندارد كه يكى از اركان مهم ايجاد و استقرار نظم و اداره مطلوب در يك كشور، درست و بجا بودن تقسيمات ادارى آن كشور مى باشد. در واقع تقسيم يك كشور به واحدهاى ادارى چون ولايت، ولسوالى و علاقه دارى و يا ايالتها، آنگونه كه در برخى از كشورها مرسوم است، فلسفه اى جز استقرار نظم ادارى، كنترل كافى بر تمام نقاط كشور و بهتر شدن امر كشوردارى ندارد، امّا موضوع تقسيمات ادارى نوعاً در كليه كشورها از حساسيت برخوردار است و خبرهايى از تنش بر سر همين موضوع از سراسر دنيا شنيده مى شود، دلايل متعددى براى اين حساسيت وجود دارد كه از آن جمله مى توان به توزيع امكانات اشاره نمود، به صورت طبيعى هر منطقه اى كه به سطح بالاتر از تقسيمات ادارى ارتقاء مى يابد به همان ميزان از امكانات بيشترى در جهت انكشاف و توسعه بهره مند مى گردد; امّا اين تنها عامل نيست. حساسيت هاى قومى، فرهنگى و جغرافيايى نيز در اين امر دخيل مى باشند. تقسيمات ادارى در كشور ما، در گذشته از معايب فراوان در رنج بوده است و شايد يكى از علل و عوامل نامتوازن بودن توزيع امكانات در گذشته، به گونه اى كه منجر به انواع تبعيضات اجتماعى گرديده است همين مسأله باشد. در اين تذكّر مختصر در تفاهم بيان ظرافتهاى تكنيكى مسأله نيستم امّا يادآورى اين نكته را خالى از لطف نمى دانيم كه، با توجه به معيوب بودن تقسيمات ادارى گذشته، لازم است دولت افغانستان با موضوع تقسيمات ادارى به عنوان برگى كه بايد در بازيهاى سياسى از آن در راستاى كسب قدرت و دستيابى به اهداف سياسى سود جست، نظر نكند و در كلّ كشور طرح جديد مناسب با شرايط فرهنگى، جغرافيايى و محيطى و اقتصادى تهيه و عمل سازد. ما را عقيده آن است كه ايجاد «ولايت داى كندى» امر مفيد و لازم بود و بايد عملى مى گرديد، دهها توجيه منطقى و معقول براى اين امر وجود دارد، از اين رو آن را به فال نيك مى گيريم و اميدواريم كه نقطه آغازى باشد براى خاتمه دادن به محروميت و مظلوميت آن منطقه و نيز به سامان كردن امور آشفته آن ولايت; امرى كه متأسفانه تاكنون به فرجام نرسيده بود. امّا ولايت شدن تنها درد «داى كندى» و درد مجموع هزار جات نيست، هنوز در بسيارى از مناطق اين ولايت حتى جادّه اى وجود ندارد. يك بيمارستان مجهّز و مناسب در اين منطقه اعمار نگرديده است. برق، و آب سالم و بهداشتى، و ديگر كارهاى زير بنايى كه جاى خود دارد. اميدواريم دولت افغانستان در اين حوزه ها نيز مردم «داى كندى» و در مجموع هزارجات را از نظر نيندازد. ولايت شدن «داى كندى» تنها قدمى كوچك در فرايند استقرار عدالت و بستر سازى براى وحدت ملّى محسوب مى گردد، گامهاى بعدى بايد به تأمل و در سطح وسيع تر انجام گردد به نقل از فصلنامه بشارت سال بيستم شماره 20 و 19. تابستان 1383 نوشته شده توسط محمد ساعت 08:17 موضوع مطلب : ارزگان شمالی (ولايت دايکندی) گامی به سوی عدالت
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:7 توسط حامد
|
|
||